شهادت حضرت امام جوادالائمه (ع)

نویسنده :حسین زارعی
تاریخ:دوشنبه 30 مرداد 1396-05:07 ب.ظ

دل خسته و بی شکیب بودن سخت است
هم صحبت نانجیب بودن سخت است

هر مرد غریب مأمنش خانه اوست
در خانه خود غریب بودن سخت است

شهادت حضرت امام جوادالائمه (ع) تسلیت باد

قول مشهور این است كه آن حضرت در دهم رجب سال 195 قمری در مدینه چشم به جهان گشوده است.
كنیه آن حضرت ابوجعفر و پدر گرامی اش حضرت علی بن موسی الرّضا و مادر بزرگوارش سبیكه، معروف به خیزران است.
دوران زندگی جوادالأئمّه (علیه السلام) مصادف با دوران حكومت مأمون و معتصم عبّاسی بود و معتصم در بغداد تصمیم به قتل آن حضرت گرفت و سرانجام به وسیله أُمّ الفضل ، همسر امام و دختر مأمون، آن پیشوای معصوم را در 25 سالگی، مسموم كرد و به شهادت رساند.
زندگانی امام محمّد تقی، جوادالأَئِمّة(علیه السلام)، ادامه راه خطّ و روش پدرش حضرت امام رضا(علیه السلام) بود.
مأمون كوشش می كرد كه دل امام را به دست آورد و او را به دارالخلافه نزدیك كند.
او توطئه خود را برای از میان بردن جنبش و حركت تشیّع در چهارچوب خلافت عبّاسیان همچنان ادامه میداد و هدفش این بود كه بین امام و پایگاه مردمی او فاصله اندازد و آن حضرت را از مردم دور سازد، ولی میخواست به طریقی این نقشه را اجرا كند كه مردم تحریك نشوند.
مأمون، بر اساس همان نقشه قدیمی، در جامه دوستدار امام ظاهر شد و «امّ الفضل» دختر خود را به ازدواج او درآورد تا از تأیید امام(علیه السلام)برخوردار باشد و اصرار كرد كه با كمال عزّت در كاخ مجلّل او زندگی كند.
امّا امام پافشاری میورزید كه به مدینه بازگردد تا نقشه مأمون را در كسب تأیید امام برای پایداری خلافتی كه غصب كرده بود، نقش بر آب سازد و مشروعیّت حكومت او را در دل مردم خدشه دار نماید.
امام جواد(علیه السلام) خطّ پدر بزرگوارش را ادامه داد و به آگاهی فكری و عقیدتی دست یازید، فقیهان را از بغداد و شهرهای دیگر، پیرامون خود، در مدینه فراهم آورد تا با او مناظره كنند و از او بپرسند و از راهنماییهای او بهره برگیرند.
شیخ مفید - رضوان اللّه علیه - گوید: «مأمون، امام جواد را دوست میداشت، زیرا با وجود كمی سنّ، شخصی فاضل بود و به درجه والا از علم و دانش رسیده بود و در ادب و حكمت و كمال عقل، مقامی داشت كه هیچ یك از مشایخ زمان، با او برابری نمیتوانست كرد.»صغر سنّ امام(علیه السلام) از پدیده های اعجازآمیز اوست كه در روحیه حاكمان آن زمان اثری فوق العاده گذاشته بود.
وقتی پدر بزرگوارش درگذشت، از عمر امام جواد حدود هشت سال بیش نگذشته بود و در همان سنّ، عهده دار منصب امامت گردید.
امام(علیه السلام) با پایگاههای مردمی طرفدار و مؤمن به رهبری و امامتش به طور مستقیم در مسائل دینی و قضایای اجتماعی و اخلاقی در تماس بود.
وقتی مأمون، امام(علیه السلام) را به بغداد یا مركز خلافت آورد، امام(علیه السلام)اصرار ورزید تا به مدینه بازگردد، مأمون با این درخواست موافقت كرد و آن حضرت بیشتر عمر شریف خود را در مدینه گذراند.
معتصم از فعّالیّت و كوشش های او برآشفته بود، از این رو، آن حضرت را به بغداد فراخواند و هنگامی كه امام(علیه السلام) وارد عراق گردید، معتصم و جعفر، پسر مأمون، پیوسته، توطئه میچیدند و برای قتل آن بزرگوار حیله میاندیشیدند، تا این كه آن حضرت در سال 220 هجری در آخر ماه ذیقعده، به شهادت رسید.
از بیشتر روایات چنین برمیآید كه وقتی امام رضا(علیه السلام) به درخواست مأمون به خراسان رفت، فرزندش ابوجعفر(امام جواد(علیه السلام)) را در مدینه به جای گذاشت و مأمون پس از بازگشت به بغداد در سال 204 هجری امام جواد را به حضور خود فراخواند تا دخترش امّ الفضل را به ازدواج او درآورد، در آن هنگام، امام آن چنان كه در روایت شیخ مفید و دیگران آمده است، در آغاز ده سالگی بود.
نویسنده متتبّع و معروف، هاشم معروف الحسنی، در كتاب «زندگی دوازه امام» در این باره چنین اظهار نظر میكند:«البته من با وجود اینكه از روایات چیزی در دست ندارم كه حكایت از همراه بردن خانواده و فرزند از سوی امام رضا(علیه السلام) به خراسان، داشته باشد بعید میدانم كه ایشان را در حجاز جا گذاشته و به تنهایی عازم سفر گردیده باشد، بویژه كه خود نسبت به این سفر بدبین بود و وداعش با قبر پیامبر در مدینه و با كعبه در مكّه، وداع كسی بود كه امید زیارت مجدّد، نداشت.
فرزند ایشان حضرت جواد(علیه السلام)، با وجود خردسالی، بیم و نگرانی پدر را به هنگام طواف وداع كاملاً درك و احساس میكرد.
همچنانكه من ازدواج ایشان را در این سنِّ اندك با دختر مأمون، پس از گفتگویی كه میان مأمون و بنی عبّاس از یك سو و امام جواد و قاضیالقضات از سوی دیگر به همین مناسبت جریان یافت بعید میدانم.
ترجیح میدهم كه ایشان در خراسان نیز همراه پدر بودند و جز مرگ امام رضا(علیه السلام)، چیزی ایشان را جدا نكرد.
آن حضرت پس از وفات پدر با خانواده پدری به مدینه بازگشتند و بعد از بازگشت مأمون به بغداد و محكم شدن جای پای او، ایشان را به بغداد فراخواند و به خود نزدیك ساخت و اظهار ارادت و دوستی نمود و دخترش را به ازدواج وی درآورد تا از تهمت ترور پدر ایشان، رهایی یابد كه ناگزیر در چنین هنگامی، در سنّی باشند كه بتوانند ازدواج كنند.»راویان روایت كرده اند كه امام جواد(علیه السلام) پس از ازدواج با دختر مأمون، به اتّفاق همسرش «امّ الفضل» با بدرقه مردم، راهی مدینه گردید و هنگامی كه به دروازه كوفه رسید با استقبال پرشور مردم روبه رو گردید، و آن چنان كه در روایت شیخ مفید آمده است به دارالمسیّب وارد شدند و در آنجا به مسجد رفتند.
در محوّطه این مسجد، درخت سدری بود كه هنوز به بار ننشسته بود، حضرت كوزه ای آب خواستند و پای این درخت به وضو پرداختند و سپس برخاسته، نماز مغرب را به جای آوردند و پس از پایان نماز، اندك زمانی به دعا پرداختند و سپس نمازهای مستحبّی خواندند و تعقیبات آن را به جای آوردند و در این هنگام وقتی به سوی درخت سدر بازگشتند، مردم دیدند كه این درخت به بار نشسته، در شگفت ماندند و از میوه اش خوردند، میوه شیرین و بدون هسته ای بود، آن گاه امام را وداع گفته و در همان زمان، امام(علیه السلام)راهی مدینه شدند و تا هنگامی كه معتصم در آغاز سال 225 ایشان را به بغداد فراخواند، در آنجا اقامت داشتند؛ از این پس در بغداد بودند تا این كه در پایان ذیالقعده همان سال، وفات یافتند.
راویان، سالی را كه امام، همراه همسرش امّ الفضل از بغداد عازم مدینه شدند و نیز تاریخ سال ازدواجشان را معیّن نكرده اند.
هرچند كه روایت شیخ مفید گویای این است كه آن حضرت بعد از پیروزیاش بر یحیی بن اكثم در آن مناظره معروف در سنّ نُه سالگی، موفّق به ازدواج با دختر مأمون شد، ولی عبارت مسعودی در كتاب «اثبات الوصیّة» القاگر آن است كه امام پس از آن كه به سنّ مناسب ازدواج رسید، تن به این كار داد.
در «اعیان الشّیعه» آمده است: آن گاه امام جواد(علیه السلام) از مأمون اجازه رفتن به حجّ خواست و به اتّفاق همسرش از بغداد، قصد مدینه كرد.پس از عزیمتِ امام جواد(علیه السلام) به مدینه، مأمون در طوس وفات یافت و با برادرش معتصم بیعت شد، سپس معتصم، امام جواد(علیه السلام) را فراخواند و ایشان را به بغداد آورد.
بدین گونه میتوان گفت در مورد مدّت اقامت ایشان در مدینه و بغداد و تاریخ ازدواج و وفات ایشان در روایات، مطلب اطمینان بخش و قابل اعتمادی كه به طور قطع بتوان برداشت شخصی از آن كرد، وجود ندارد.آنچه مسلّم است این كه ایشان بیشترین دوره زندگی خود را در زمان مأمون طی كرد و در این فاصله در تنگنا قرار نداشت و كنترلی بر او صورت نمیگرفت.
امام، چه در بغداد و چه در مدینه، از این فرصت برای انجام رسالت خود بهره برداری كرد؛ شیعیان نیز در مورد امامت او اتّفاق نظر داشته و راویان، دهها روایت را در موضوع های مختلف از وی نقل كرده اند.

منبع:تاریخ تشیع(سیره پیشوایان)



نوع مطلب : اخبار 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
sling tv
جمعه 27 دی 1398 12:59 ق.ظ
Hello, yup this article is in fact pleasant and I have learned lot of things from it concerning blogging.

thanks.
sling tv
سه شنبه 17 دی 1398 01:18 ب.ظ
I wanted to thank you for this very good read!! I definitely loved every little bit of it.
I have got you book-marked to check out new stuff you post…
sling tv
سه شنبه 17 دی 1398 04:43 ق.ظ
This piece of writing is actually a good one it assists new the web people, who are wishing for blogging.
sling tv
جمعه 13 دی 1398 09:37 ق.ظ
Great blog! Do you have any hints for aspiring writers? I'm planning to start my own blog soon but I'm a
little lost on everything. Would you propose starting
with a free platform like Wordpress or go for a paid option? There
are so many choices out there that I'm totally confused ..
Any ideas? Thank you!
sling tv
پنجشنبه 12 دی 1398 06:05 ب.ظ
I have read so many articles regarding the blogger lovers however this post
is really a pleasant post, keep it up.
sling tv
چهارشنبه 11 دی 1398 01:24 ق.ظ
hello!,I like your writing very a lot! share we keep up a correspondence more about your article on AOL?
I require a specialist on this area to resolve my problem.
May be that's you! Taking a look ahead to see you.
ps4 games
جمعه 22 آذر 1398 11:37 ق.ظ
I think this is among the most vital information for me. And i am glad reading your article.

But want to remark on few general things, The website style is perfect, the articles is really excellent : D.
Good job, cheers
ps4 games
چهارشنبه 20 آذر 1398 12:00 ب.ظ
Hey there I am so grateful I found your blog page, I really
found you by mistake, while I was browsing on Google for something else, Anyways I am here now and would just like to say thanks for a marvelous post and a all
round thrilling blog (I also love the theme/design), I don’t have time to read it all at the moment but I have bookmarked it and also added in your RSS feeds,
so when I have time I will be back to read more, Please
do keep up the superb jo.
quest bars cheap
دوشنبه 18 آذر 1398 02:57 ب.ظ
Wonderful blog! Do you have any hints for aspiring writers?
I'm hoping to start my own website soon but I'm a little lost
on everything. Would you advise starting
with a free platform like Wordpress or go for a paid option? There
are so many options out there that I'm totally confused ..
Any ideas? Thank you!
ps4 games
جمعه 15 آذر 1398 12:57 ق.ظ
What's up, after reading this awesome paragraph i am also delighted
to share my know-how here with mates.
quest bars cheap coupon twitter
سه شنبه 12 آذر 1398 02:22 ق.ظ
Hi this is kind of of off topic but I was wanting to know if blogs use WYSIWYG editors or if you have to manually
code with HTML. I'm starting a blog soon but have no coding know-how so I
wanted to get guidance from someone with experience.
Any help would be enormously appreciated!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




logo-samandehi تایید هاست




هاست
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic