تبلیغات
آموزش ریاضی - سرزمین نور (روز اول)

سرزمین نور (روز اول)

نویسنده :حسین زارعی
تاریخ:یکشنبه 20 اسفند 1396-04:56 ب.ظ

صبح یکشنبه 13 اسفند ماه سال96 ، نوبت اعزام دانشجویان دانشگاه فرهنگیان مرکز بهشتی تهران به مناطق عملیاتی جنوب ، سفری که از ماه ها پیش فکر ما را مشغول کرده بود . هیجان عجیبی بود ساعت 10:30 مراسم بدرقه از دانشگاه بود که شروع مراسم به بعد از نماز ظهر موکول شد ، اما کسی غر نزد همه به یک چیز فکر میکردند شهدا .

پس از نماز وناهار و مراسم بدرقه که با اهدای یک چفیه و چند بروشور و خداحافظی مسئولین دانشگاه انجام شد سوار اتوبوس شدیم و به سمت راه آهن حرکت کردیم ساعت 14:10 تهران را به مقصد اندیمشک ترک کردیم ، داخل قطار شوخی های دوستانه شاید حال و هوای ما را از شهدا دور کرد اما هر از گاهی حادثه ای اتفاق می افتاد تا دوباره دلها پرواز کند به سمت کربلای جبه ها ، جا داره از روحانیون کاروان یادی کنم حاج آقا مهدی و عارف که خیلی حاج آقا عارف رو اذیت کردیم و همین جا حلالیت می طلبم از طرف کل بچه ها ، جاتون خالی شام تو قطار شینسل مرغ دادن با دلستر خانواده در هر کوپه ، ماشاالله بچه های ما خیلی گرسنه بودن و دعوایی بود سر نون اضافه بالاخره ساعت 4 صبح روز دوشنبه  14 اسفند بود که به اندیمشک رسیدیم و از همانجا با اتوبوس به اولین منزل یار ، پادگان دوکوهه رفتیم .

 

این پادگان در فاصله 7کیلومتری شمال شهر اندیمشک و 160کیلومتری شهر اهواز قرار دارد. قبل از انقلاب یکی از بزرگترین پادگانهای ارتش بود که در اختیار یکی از تیپ های لشکر92 زرهی ارتش قرار داشت. اما بعد از انقلاب و با شروع جنگ تحمیلی در شهریورماه 1359 و در نتیجة افزایش تعداد یگانهای نظامی سپاه، با توجه به موقعیت مناسب آن مورد توجه مسئولین نظامی قرار گرفت و اولین بار بصورت جدّی قبل از عملیات فتح المبین به عنوان عقبه نیروها مورد توجه قرار گرفت و به ترتیب تیپ های 7ولی عصر(عج)، تیپ 14 امام حسین(ع)، تیپ تازه تأسیس محمد رسول الله(ص) و چند روز بعد تیپ های17 قم و 8 نجف اشرف در آن مستقر شدند. اولین اعزام در اسفندماه1360 به دنبال حمله ارتش عراق به چزّابه از دوکوهه صورت گرفت.

نام هایی را که دوکوهه هیچ گاه از یاد نمی برد:

حاج احمد متوسلیان، حاج ابراهیم همت، رضا چراغی، عباس کریمی، رضا دستواره، مهدی زین الدین، حاج حسین خرازی، حاج احمد کاظمی، عمو حسن و... ساختمان گردان های مالک، مقداد، سلمان و...

در پایان این نکته را یادآور می شویم که اگر چه پادگان دوکوهه به نوعی با نام لشکر 27 محمد رسول الله(ص) گره خورده است، اما پادگان دوکوهه به عنوان یکی از پادگانهای مهم دوران دفاع مقدس که محل آموزش، سازماندهی و اعزام نیروها بوده است با توجه به ظرفیتهای مهمی که در خود داشته است نماد پادگانهای دوران دفاع مقدس است که الهام بخش آمادگی و انتظار پادگانی امام زمان(عج) می باشد و در واقع نماد انتظار مقدسی است که نیروهای جهادگر امام زمان(عج) باید داشته باشند و در یک کلام نماد پادگان آرمانی است که سید شهیدان اهل قلم سیدمرتضی آوینی خطاب به آن گفت:

دوکوهه! آیا دوست داری که پادگان یاران مهدی(عج) نیز باشی؟ پس منتظر باش.

فکر کنم این چند جمله برای معرفی پادگان دوکوهه کافی باشد ، نماز صبح در پادگان دوکوهه را خواندیم در حسینیه شهید ابراهیم همت ، بعد از آن برای استراحت وارد ساختمان های 5 طبقه معروف شدیم ، ساعت حدود 9 بود که مراسم افتتاحیه نیز در حسینه ابراهیم همت برگزار شد. تا حوالی ساعت 10 صبح سوار اتوبوس شویم برای بازدید و زیارت از یادمان عملیات فتح المبین .

 عملیات فتح المبین در ساعت سی دقیقه بامداد روز دوشنبه ۲ فروردین ۱۳۶۱ با رمز یا زهرا علیها السلام در جبهه جنوبی در منطقه غرب شوش و دزفول با وسعت حدود ۲۵۰۰ کیلومتر مربع انجام شد. طرح‌ریزی عملیات فتح المبین از اواسط آبان ۱۳۶۰ آغاز شده بود. بسیاری بر این باورند که این عملیات نقطه عطف جنگ ایران و عراق است که در نهایت منجر به بیرون راندن نیروهای عراقی از بخش بزرگی از خاک خوزستان شد. هر چند برخی دیگر از مفسران جنگ عملیات بیت‌المقدس تعیین‌کننده‌ترین عملیات جنگ ایران و عراق می‌دانند. این عملیات با فرماندهی مشترک ارتش و سپاه با استعداد، و در مقابل ارتش عراق از استعداد ۷ تیپ زرهی، ۲۰ تیپ پیاده، ۱۰ گردان توپخانه معادل با حدود ۸۰۰۰۰ تا ۱۶۰۰۰۰ نیرو برخوردار بود. این عملیات در دوم فروردین ماه ۱۳۶۱ بعد از حدود ۱۸ ماه از شروع تجاوز عراق آغاز شد. هدف نیروهای ایرانی محاصره نیروهای عراقی بود که در بیرون شهر دزفول و شوش متوقف شده بودند و جلوگیری از سقوط و تصرف شهر استراتژیک دزفول بود. تحت امر فرمانده جوان نیروهای ایرانی، امیر سپهبد صیاد شیرازی، در شب دوم فروردین عملیات زرهی خود را شروع کردند. این عملیات با یورش موج انسانی توسط نیروهای پاسدار همراهای می‌شد. هر کدام از این یورشها موج انسانی شامل حدود ۱۰۰۰ نیروی پاسدار می‌بود.

در طی این عملیات نیروهای ایرانی به خاطر حملات موج انسانی تلفات بسیار سنگین تری در خط مقدم متحمل شدند. نیروهای ایرانی می‌بایست با ارتش عراق که از حمایت زرهی، توپخانه و پشتیبانی هوایی مناسب برخوردار بودند و موقعیت خود را تثبیت نموده بودند می‌جنگیدند. پس از آنکه نیروهای ایران به مدت حدود یک هفته عملیات سنگین خود را ادامه دادند و تلفات سنگینی به نیروهای ارتش عراق وارد آوردند سرانجام صدام حسین دستور عقب‌نشینی صادر نمود. نیروهای ایرانی توانستند در مدت یک هفته سه تیپ از نیروهای عراقی در منطقه را محاصره و از بین ببرند. اما پس از صحبت های راوی نماز ظهر و عصر را درحسینیه ای که در کنار مزار شهدای گمنام ساخته بودن خواندیم و سپس مهمان سفره شهدا شدیم و جای شما خالی ناهار زرشک پلو با مرغ خوردیم و سپس رهسپار شهر شوش شدیم برای زیارت دانیال نبی .

 پس از زیارت باز رهسپار دیار عاشقان شدیم ، همان دوکوهه تا هم صبح و هم شب در پادگانی باشیم که مشتاقان زیارت امام حسین (ع) صبورانه در مقابل آموزش های نظامی مقاومت کردن تا راه کربلا را باز کنند . حدود ساعت 5 به پادگان رسیدیم ، به سمت آسایشگاه برای استراحت رفتیم تا موقع نماز مغرب ، پس از نماز و صرف شام (در غذاخوری پادگان شامی گوشتی ، خوردیم) ، تا ساعت 21 استراحت کردیم و بعد از آن رهسپار دیار عجیبی شدیم که درکش برای من سخت بود ، حسینیه گردان تخریب  ، در فاصله 2 کیلومتری جنوب‌غربی دوکوهه، حسینه گردان تخریب واقع است که حسینه‌ی حضرت زهرا (س) نام گرفته و چادرهای رزمندگان تخریب‌چی در کنار آن مستقر بود. مقر این رزمندگان به علت تمرین‌های ویژه و سخت‌تر، دور از سایر گردان‌ها قرار داشته است. پس از کلی پیاده روی وارد حسینیه گردان تخریب شدیم ، راوی می گفت ، گردان تخریب یعنی عشق ، گردان تخریب یعنی کوچک ترین اشتباه ، بزرگ ترین اشتباه و... تا شاید مقداری اهمیت این گردان برای مشخص شود ، همانطور که قبلا گفتیم گلچین سربازان شجاع وارد گردان تخریب می شدند تا از همه تعلقات دنیایی خود به صورت کامل رها شوند ، در کنار این حسینیه چندین قبر کنده شده بود تا بچه های گردان تخریب به عبادت و استغفار در شب بپردازند ، در کل روز دوشنبه 14 سفند را به دو قسمت تقسیم می کنم ، قسمتی که ساعاتی را در حسینیه گردان تخریب بودم تاثیرش قابل وصف نیست ، واقعا جای عجیبی هست در پایان مطلب هم حتما باید یادی از فرمانده گردان تخریب حاج محسن دین شعاری داشته باشم . انشاالله قسمت بشه همه بتونند برن ، بالاخره تا ساعت 24 بامداد داخل حسینیه بودیم که کم کم آمدیم سمت پادگان و آسایشگاه تا صبح با سرزمین های عشق دیگری آشنا شویم .



نوع مطلب : یادداشتها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




logo-samandehi تایید