تبلیغات
آموزش ریاضی - سرزمین نور (روز دوم)

سرزمین نور (روز دوم)

نویسنده :حسین زارعی
تاریخ:دوشنبه 21 اسفند 1396-03:33 ب.ظ

به نام خدا

شب در پادگان دوکوهه خوابیدیم تا صبح روز سه شنبه 15 اسفند را کنار همه شهدا بیدار شویم ، گفتم همه شهدا چرا که بیشتر کسانیکه که برای اولین بار اعزام می شدند حتما برای آموزش به پادگان دو کوهه اعزام می شدند . پس از خوردن صبحانه (نان و کره و مربا) سوار اتوبوس ها شدیم تا به یادمان معجزه انقلاب یعنی شهید باقری برویم .

(  سردار شهید حسن باقری از فرماندهان دوران دفاع مقدس بود که در نهم بهمن سال 1361 برای شناسایی عملیاتی آغاز عملیات والفجر مقدماتی عازم منطقه فکه شد که بر اثر اصابت خمپاره به همراه جمعی از فرماندهان و رزمندگان  در منطقه عمومی فکه شمالی به فیض شهادت نائل شدند.) لازم به ذکر است که یادمان شهید باقری به تازگی و در سال 95 اماده خدمت رسانی به زائران شهدا شد بالاخره حدود ساعت 10 بود که رسیدیم پس از اینکه در ایستگاه صلواتی با خرما وشربت پذیرای ما شدند وارد یادمان شدیم.

 جاییکه شهید باقری برای شناسایی به آسمان پر کشید اهمیت شناسایی دشمن در همین جمله شهید خلاصه می شود که : اگر هزار شهید در راه شناسایی بدهیم بهتر از آن است که عملیاتی را شروع کنیم که هنوز شناسایی صورت نگرفته و یک شهید بدهیم چرا که آن موقع مسئول هستیم . صحبت های راوی بسیار شنیدنی بود از هوش و استعداد شهید گرفته و اینکه یک فرد 26 ساله چگونه می تواند ، جنگ را تحت تاثیر قرار دهد . مشابه تپه ای که شهید باقری به آسمان پر کشیده بود ، دو تپه درست کرده بودند و دوربین هایی را برای شناسایی و مشاهده منطقه گذاشته بودند.

 پس از آن رهسپار قتلگاه 120 شهید و محل شهادت شهید آوینی ، یادمان شهدای فکه شدیم . فکه منطقه‌ای بیابانی در شمال‌غربی استان خوزستان و جنوب‌شرقی استان ایلام است که از جنوب به چزابه و شهر بستان، از شرق به ارتفاعات میشداغ و رقابیه، از شمال‌غرب به عین‌خوش و شهر موسیان، از شمال‌شرق به برقازه و از غرب به استان العماره عراق منتهی می‌شود. فکه به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شده که بخش جنوبی آن جزء استان خوزستان و شهرستان دشت‌آزادگان محسوب می‌شود و بخش شمالی آن جزو استان ایلام و از توابع شهرستان دهلران است.

منطقه فکه، رملی و سرزمین شن‌های روان است و در بخش جنوبی  رمل و شن‌های روان بیشتری وجود دارد، به گونه‌ای که حرکت کردن بر روی آن بسیار سخت و طاقت‌فرساست. در فکه جنوبی، تعداد روستاها به تعداد انگشتان دستان هم نمی‌رسد و تنها عده‌ای از عشایر در آن زندگی می‌کنند اما در منطقه فکه شمالی به علت وجود رودخانه دویرج و باران‌های فصلی، روستاهای معدودی وجود دارد. فکه یکی از محورهای اصلی تجاوز و حمله ارتش عراق به شمال خوزستان بود. لشکر یک مکانیزه عراق از این محور به سمت شوش تهاجم کرد. لیکن مقاومت یک گروه رزمی از تیپ37 زرهی شیراز و گروهی از سپاه پاسداران موجب شد دشمن به سختی و با تأخیر از فکه عبور کند.

 این منطقه علاوه بر آن که مکان شهادت تعداد قابل توجهی از رزمندگان است، شاهد شهادت 2 فرمانده بزرگ جنگ یعنی حسن باقری و مجید بقایی است.

دی سال 1365دشمن دوباره به فکه حمله کرد و بیش از هفت کیلومتر پیش‌روی کرد و تا آخر جنگ این منطقه در دست دشمن باقی ماند و پیکر شهدا مدت‌ها در میدان مین باقی ماند. اولین گروه  تفحص به همت شهید محمودوند در اوایل دهه 70 در این سرزمین شروع به کار کردند و تعداد زیادی از شهدا از این منطقه به شهرها بازگردانده شدند.

شهید سیدمرتضی آوینی هنگام ضبط برنامه روایت‌فتح از محل قتلگاه 120رزمنده گردان حنظله از لشكر27 محمدرسول‌الله(ص) در 20 فروردین سال 72 به همراه سعید یزدان‌پرست بر اثر انفجار مین در این منطقه به شهادت رسیدند. در فکه تعدادی از نیروهای تفحص نیز در حین جستجوی شهدا به شهادت رسیده‌اند که از جمله آن‌ها می توان به شهدایی مانند علی محمودوند،سید‌علی موسوی، مجید پازوکی، غلامی، سعید شاهدی و برادران صابری اشاره کرد.

 پس از اینکه از یادمان غریب فکه حرکت کردیم به علت کمی وقت نتوانستیم به کانال کمیل و گردان حنظله برسیم  و فقط از آن عبور کردیم و حسرت آن بر دلمان ماند اما یاد شهید ابراهیم هادی دلمان را همیشه به یاد کانال کمیل و حنظله می اندازد اما شهید ابراهیم هادی و تمام شهدای کانال کمیل هدیه ای ارزشمند ، کتاب سلام بر ابراهیم را به ما هدیه دادند سپس وارد موقعیت استراتژی هورالهویزه شدیم موقعیت عاشورا که برای دانشجویان بسیجی استان تهران به بهربرداری رسیده بود راه طولانی را برای رسیدن به موقعیت عاشورا پیمودیم تا جاییکه از بدی مسیر راننده اتوبوس اعتراض کرد بالاخره در یک سه راهی که به یک تابلو به انگلیسی نوشته بود به طرف موقعیت های پروژه های آزدگان شمالی و جنوبی که از طرف موقعیت عاشورا به دنبال ما امدند تا راهنمای ادامه مسیر ما باشند .

 بالاخره رسیدیم از اتوبوس ها پیاده شدیم به خاطر باران زمین گلی شده بود و به سختی می توانستیم راه برویم نیزار ها دور تا دور را گرفته بود مسئولین موقعیت عاشورا با اسلحه کلاشینکف به استقبال ما امدند و خواستار تقسیم بندی به گروه های 12 نفره شدند تا در چادر ها مستقر شویم پس از حرکت یک ماشین نیسان که با بلندگو های قوی با مداحی ای لشکر صاحب الزمان آماده باش .... حاج صادق آهنگران به طرف چادر ها راه افتادیم ، قرار بود به کمک قایق به دل هورالهویزه بزنیم تا حدی با دشواری های هور و عظمت بزرگی کاری که شهید علی هاشمی در این منطقه انجام داد برسیم . بالاخره نوبت ما شد جلیقه نجات را پوشیدیم و سوار قایق ها شدیم به هور زدیم روی آب نی هایی را مشاهده کردیم که ریشه آن در آب بود و حرکت می کرد احتمال گم شدن به 100 درصد می رسید بسیار شرایط سختی بود ، چند بار منور زدن و محیط روشن شد تا یاد آور شرایط بحران آور منطقه باشد .

 بالاخره همه قایق ها در یک قسمت هور جمع شدیم تا هادی قاسمی مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه های تهران برای ما صحبتی داشته باشه بحث اصلی بن بست شکنی بود کاری که علی هاشمی در این منطقه انجام داد ، هیچکس باور نمی کرد و احتمال هم نمیداد که بتوانیم در این منطقه (هورالهویزه) عملیات کنیم ، اما علی هاشمی گفت ما میتوانیم . شهید علی هاشمی در دوران دفاع مقدس توانست قرارگاه نصرت را در منطقه هورالهویزه راه اندازی کند و با مطالعات و تحقیقاتی که از این منطقه داشت شرایطی را فراهم کرد که پس از چند عملیات ناموفقی که ایران در جبهه داشت شرایط جبهه ها را به نفع کشور تغییر دهد و در این زمان سپاه به این نتیجه رسید که می تواند از منطقه هوالهویزه عملیاتی را به سمت مواضع ارتش بعثی برای تصرف جاده اماره- بصره انجام دهد و منطقه وسیعی را به تصرف دربیاورد تا از این طریق فشار بر ارتش عراق افزایش یابد. در شرایطی که عملیاتهای نظامی ایران به بن بست رسیده بود قرارگاه نصرت توانست منطقه هورالهویزه و جزایر مجنون را برای عملیات آماده کند.

شهید علی هاشمی و همراهانش در قرارگاه نصرت کار بزرگی را انجام دادند و یکی از عملیاتهای بزرگ جنگ در سوم اسفند سال 62 در این منطقه به اجرا در آمد که نام "خیبر" را به خود گرفت و در سال بعد (63) نیز عملیات دیگری در این منطقه به نام"بدر" انجام شد. در واقع یکی از جبهه های فعال عملیاتی ایران علیه رژیم بعث عراق منطقه هورالهویزه بود که شهید علی هاشمی آن را طراحی کرد.

پس از این صحبت ها که اهمیت  جمله ما می توانیم و بن بست شکنی مسائل و مشکلات پیش روی کشور را نشان می داد در راه بازگشت به چادر ها به فکر فرو رفتیم  واینکه شهدا به این دو جمله رسیدند آیا ما هم کاری کرده ایم که برسیم یا هنوز احساس نا امیدی میکنیم  و پشت بن بست ها گیر کرده ایم ، بالاخره در این فکر به موقعیت رسیدیم با یک چایی که با آتیش ذغال آماده شده بود پذیرایی شدیم و شام عدس پلو با ماست و دوغ خوردیم . خوابیدیم منطقه نا امن بود قاچاقچی ها وارد منطقه شده بود اما منطقه قابل کنترل بود ، خوابیدیم که حدود ساعت 24 بامداد خشم شب زده شده و باز هم یادآور استرس های رزمندگان در آن دوران بود باز خوابیدیم و به این فکر کنیم که آیا با این همه سختی آیا ما نیز حاضر به شرکت در دوران دفاع مقدس بودیم ، یا نه ؟

 



نوع مطلب : یادداشتها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




logo-samandehi تایید